دين بودا علاقه‌ٴ عمومي را به برخي گياهان افزايش زيادي داد و اين بر صورتگري گياهان و تاحدي بر باغداري تأثير گذاشت‌. از نظر بوداييان‌، مقدس‌ترين گياهـان عبارت بودند از درخـت‌ انجير، نيلوفر آبي‌، ريحان   ‌(sala (Shorea robusta و بالنگ‌، كه به‌دست بودا معروف است‌. انار و گياهان ديگري با ساير اديان مربوط بودند. مثلاً در چين نوعي قارچ‌، يك نماد قانوني است كه‌ غالباً با برگ درمنه همراه است‌. اين قارچ روي تنه‌ٴ درختان مي‌رويد و به‌صورت چوبي و بادوام‌ درمي‌آيد.

بازداري شرقي (ج 3، ص 2288). رساله‌هاي مومن و يتريب (مقدمه 2، ص 1500) توسط هاكن تيرنِلد مورد پژوهش قرار گرفته است‌. رساله‌هاي مومن دوتاست‌، يكي درباره‌ٴ بازداري و ديگري درباره‌ٴ شكار با سگ تازي‌، كه هردو رساله در اصل به عربي بوده‌؛ رساله‌ٴ يترب كوتاه‌تر است (43 صفحه در برابر 168 صفحه‌ٴ آن دوتا) و در اصل به فارسي بوده است‌. رساله‌هاي مومن‌ را تئودور انطاكي (سيزدهم‌-1) به لاتيني ترجمه كرد و اربابش فردريك دوم در سال‌1240-1241 به اصلاح آن پرداخت‌، ولي مترجم رساله‌ٴ يترب را نمي‌شناسيم‌. هر دو متن را دانيل دلوك كرمونايي براي انزيو (يا انريكو) شاه ساردني‌، پسر نامشروع فردريك دوم‌، به فرانسه‌ ترجمه كرد. انزيو بهترين سردار پدرش در برابر سپاهيان پاپ بود، ولي از مردم بولونيا در جنگ‌ فوسالتا شكست خورد، در بولونيا زنداني شد و تاهنگام مرگش در 14 مارس 1272، در اسارت‌ به‌سربرد. ترجمه در اثناي اسارت انزيو، انجام‌گرفت و پس از مرگ او، اصلاح شد. اين از نخستين‌ ترجمه‌هاي فرانسوي است كه به‌دست يك ايتاليايي انجام شده‌؛ ممكن است آيين تن‌درستي‌ آلدوبراندينوي سي‌ينايي تأليف در حدود 1265 قديمي‌تر باشد. زبان آن ويژگي‌هاي زيادي دارد. متن فرانسه حاوي واژه‌هاي عربي زيادي است‌.

بقاياي جسد ژان لوكزامبورگي (ج 3، 2340) را پس از حوادث بسيار، در سال 1838 به‌فرمان امير پروس (كه بعدها، به شاه فردريك ويلهلم چهارم موسوم شد) دركليساي كاستل در كلاوز واقع در دره‌ٴ سار به خاك سپردند. پس از جنگ جهاني دوم‌، در سال 1946، اين بقايا از آن‌ محل به كليساي جامع لوكزامبورگ انتقال يافت‌. يعني پس از شش قرن‌، به زادگاه خود بازگشت‌.
پس از ژان (يا يان‌) شاه بوهميا از سال 1310 تا 1346، پسرش تا سال 1378 با نام كارل اول‌ بر بوهميا فرمان راند، ولي با نام امپراتور كارل چهارم معروف‌تر است‌. ¿ يادداشت مربوط به‌ بنش ويتميلي (ج 3، 3887).

در مورد چشم‌پزشكي در چين در اين‌جا چيزي نمي‌توان گفت‌، جز اين‌كه احتمالاً از كتاب